ا- مقدمه: چندی پیش رستاک مطلبی تحت عنوان "قیمت در اقتصاد سیاسی" به نقل از یکی از روزنامه ها برای مطالعه و اظهار نظرگذاشته شده بود. هرچند ازیک دیدگاه کارشناسی اقتصادی با توجه به مقدماتی بودن متن و عدم معرفی نویسنده مطلب به نظر نمی رسیدکه اظهار نظری پیرامون آن ضرورت داشته باشد با اینحال با توجه به مطالبی که در ماه های اخیر در بررسی مسایل اقتصادی اجتماعی از سوی برخی از نویسندگان (از جمله برخی از جوانان دانشجو) در چارچوب نظریه مارکسیستی (البته حالت عوام پسندانه ان) در مطبوعات و سایتهای اینترنتی منتشر می شود به نظرم رسید شاید یاداوری نکاتی چند در نظریه اقتصاد مارکسیستی به بهانه بررسی نوشته مزبور برای تنویر افکار خوانندگان و حتی نویسنده محترم ان نوشته مفید باشد.
متن کامل را اینجا بخوانید
(دکتر سید محمد طبیبیان)
متن زیر گفتاری از دکتر طبیبیان است که در انجمن اقتصاددانان و در شهریور ماه گذشته در یک سخنرانی ارائه شده است: بحثي كه امروز تحت عنوان روشنفكري و تكنوكراسي در ايران معاصر مطرح ميشود، تقريبا به بحثي مربوط مي شود كه تحت عنوان مشكلات خردورزي در اقتصاد ايران حدود 2 سال پيش در انجمن اقتصاددانان مطرح كردم. علت اينكه احساس ميكنم طرح اين بحث براي جمع اقتصاددانان كشور لازم است برگشتن به ريشههاي فرهنگي آن مسائل اقتصادي است كه به طور عيني با آنها روبهرو هستيم. اين سوال را بايد از خودمان بپرسيم كه چرا وضع ما در حال حاضر اينگونه است؟ اين سوال، سوال علمي است و سياسي نيست.
چرا ما دچار مشكلات داخلي، بينالمللي، ضعف بنيههاي توليدي، بنيههاي كارآفريني در كشور و عدم پيشرفت فني و علمي و مسائلي كه همه ما را نگران ميكند هستيم؟ و نه تنها در حال حاضر دچار اينگونه مسائل هستيم به نظر ميرسد به طور تاريخي، دائم به اين نوع مشكلات دچار بودهايم. از يك قرن پيش تا حالا به انواع مختلف، بهرغم اينكه چقدر درآمدهاي نفتي يا درآمد از منابع ديگري داشتيم، اين گونه مسائل دائم دست به گريبان كشور بوده است.
اين پرسش مطرح ميشود كه ريشه اين سوالها را كجا بايد پيگيري كنيم؟
متن کامل را اینجا بخوانید
