(دكتر علینقی مشایخی)

پائیز سال ۱۳۵۹ بود در بانك استان اصفهان و من عضو هیات مدیره بانك و مسئول پایه گذاری واحد طرح و برنامه بانك بودم. مدیرعامل بانك، یكی از كارمندان شریف و قدیمی بانك صادرات به نام آقای طبیبیان بود از اهالی شهرضا. مدیرعامل روزی گفت یكی از بستگانش كه دكترای اقتصاد دارد با پایان تحصیلاتش از آمریكا مراجعت كرده است و چون دانشگاه ها تعطیل اند، دنبال كار می گردد. به ایشان گفتم حتما بیایند تا همدیگر را ببینیم. این تازه وارد دكتر سیدمحمد طبیبیان بود. یكی دو روز بعد به بانك آمد و همدیگر را ملاقات كردیم. در اولین ملاقات تسبیحی در دست داشت. متین و مردمی، معتقد، مسلمان، هوشمند و مسلط به اقتصاد و بااتكا به نفس به نظر آمد. شاگرد اول رشته اقتصاد دانشگاه شیراز در لیسانس و فوق لیسانس بود. با بورس دانشگاه برای ادامه تحصیل به آمریكا رفته بود. دكترای اقتصاد را از دانشگاه معتبر و خوب دوك اخذ كرده بود. با سوابق تحصیلی درخشان با روحیه ای مردمی و با عشق به خدمت به كشور و مردم آن بلافاصله پس از پایان تحصیلاتش به ایران بازگشته بود. مشخص بود كه شخصیتی ارزنده، علاقه مند به خدمت، عالم و توانمند بود. بلافاصله كار خود را برای بررسی های اقتصادی در سطح استان در بانك آغاز كرد. این بود شروع آشنایی من با مردی كه طی ۲۵ سال بعد نقش مهم و شاخصی در صحنه اقتصاد ایران چه به لحاظ آموزشی و علمی و چه به لحاظ عملی و اجرایی ایفا كرد. این آشنایی شروع همكاری و دوستی طولانی بعدی شد كه طی آنها دكتر طبیبیان بیشتر و بیشتر توان علمی، استعداد و قوت فكری و استحكام شخصیتی خود را نمایان ساخت. 

دكتر علینقی مشایخی

در پایان سال ۱۳۶۰ زمانی كه آقای دكتر محمدتقی بانكی مسئولیت سازمان برنامه و بودجه آن زمان را به عهده گرفت، از من دعوت كرد تا برای همكاری در زمینه برنامه ریزی به سازمان بروم. در آن زمان سازمان برنامه و بودجه دوران بحرانی خود را می گذراند. قبل از مسئولیت آقای دكتر بانكی، سازمان مدتی تعطیل شده بود. تعدادی از نیروهای متخصص سازمان را ترك كرده بودند، تعدادی را نیز در مدتی كه سازمان تعطیل شده بود بازنشسته یا اخراج كرده بودند. كانون برنامه ریزی كشور و مهمترین ستاد مدیریتی دولت به هم ریخته بود. اكثر قریب به اتفاق مدیران دستگاه های اجرایی كشور بی تجربه و ناآشنا با مقولات برنامه ریزی و بودجه ریزی بودند. تصویر روشنی از وضعیت موجود، منابع و امكانات در دسترس، هدف ها و اولویت ها و چگونگی تخصیص عقلانی منابع محدود وجود نداشت. آنچه در گذشته انجام شده بود و آنكه در گذشته نقشی داشت نفی و طرد شده بود. نظم و روال جایگزینی استقرار نیافته بود. اگرچه هدف های كلی نظام جمهوری اسلامی ایران اعلام شده بود ولی هدف های مشخص، طرح ها و سیاست های منسجم و مورد قبول نظام سیاسی تازه برای اداره امور كشور وجود نداشت.

در آن شرایط كه نظام برنامه ریزی از هم پاشیده شده بود و مدیران تازه كار و بی تجربه از سطح هیات وزیران تا استانداران و مدیران كل و روسای ادارات مختلف، متصدی امور شده بودند، بازسازی نظام برنامه ریزی كشور، آشنایی مدیران با مفاهیم برنامه ریزی، به كارگیری آن مفاهیم برای هدف گذاری، سیاستگزاری، تدوین برنامه ها و تخصیص منابع محدود برای تحقق هدف های بسیار مهم بود. دكتر طبیبیان در آن مقطع زمانی نقش برجسته ای در ایجاد نظم فكری و اداری حداقل برای برنامه ریزی و سیاستگزاری در كشور و آموزش مدیران و كارشناسان نظام نوپای جمهوری اسلامی ایفا كرد و از این نظر خدمت بزرگی به نظام، مدیران و كارشناسان آن كرد.

زمینه بسیار مهم دیگری كه دكتر طبیبیان در آن نقشی كلیدی ایفا كرد، شروع یك تحول دیرپا و فزاینده در آموزش اقتصاد در ایران بود. حوزه های اقتصاد و مدیریت، حوزه های پیچیده ولی مهم حیاتی در اداره موثر و موفقیت آمیز یك جامعه هستند. امور یك جامعه وقتی به خوبی سامان می گیرد و مسائل كلان آن نظیر بیكاری، تورم، بهره وری، فقر، رشد و توسعه اقتصادی حل می شود كه استعدادهای برجسته با اتكا به علوم پیشرفته و پیچیده در این رشته ها در صحنه اداره كشور حاضر و تاثیرگذار باشند. لذا با توجه به پیچیدگی این زمینه ها لازم است بهترین استعدادهای جامعه جذب این رشته ها شوند تا با ذهنی قوی و تسلطی عالمانه بر این حوزه های پیچیده بتوانند به پیشرفت جامعه و ارتقای سطح زندگی در آن كمك كنند. در حالی كه كشورهای پیشرفته، استعدادهای برتر به این رشته می روند، متاسفانه در ایران، به جز موارد استثنایی، نخبه های جامعه كمتر به این رشته های مهم و پیچیده روی می آورند. از ۵۰۰ نفر و یا حتی ۱۰۰۰ نفر اول كنكور ریاضی فیزیك شاید یك نفر هم رشته های اقتصاد و مدیریت را انتخاب نمی كند. همه به مهندسی و علوم روی می آورند. نفرات برتر كنكور تجربی نیز رشته های پزشكی را برمی گزینند. عدم اقبال استعدادها به این رشته ها و سایر رشته های مهم علوم انسانی و اجتماعی برای اداره جامعه فاجعه آمیز است. اگرچه در حال حاضر اقتصاددانان عالم و برجسته ای در كشور وجود دارند، ولی عدم اقبال نخبگان فارغ التحصیل دبیرستانی به این رشته ها، توان فكری و علمی حوزه اقتصاد كشور را در سطحی متناسب با شٲن و اهمیت این رشته قرار نمی دهد. در نتیجه مسائل كلان كشور در گردابی از نظرات متضاد و عمدتا غیرمبتنی بر فهم عالمانه و دقیق راه حل ها پابرجا باقی می ماند. آنچنانكه تاكنون باقی مانده است.

برای خروج از این وضعیت، بایستی راه جوانان نخبه و مستعد كشور به این رشته ها گشوده می شد. چون تغییر ذهنیت فارغ التحصیلان نخبه دبیرستان ها برای انتخاب این رشته ها در دوره كارشناسی بعید به نظر می رسید و به علاوه امكان آموزش كیفی آنان به طور وسیع میسر نبود، عده ای از دوستان، منجمله دكتر طبیبیان، به این نتیجه رسیدند كه باید راه فارغ التحصیلان نخبه رشته های مهندسی و علوم را به رشته های اقتصاد، برنامه ریزی و مدیریت باز شود. بدین منظور در سال های۶۱ و ۶۲ با پشتیبانی و همت دكتر محمدتقی بانكی رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه، در زمانی كه هنوز دانشگاه ها تعطیل بود و روال تصویب دوره های كارشناسی ارشد مشخص نبود، دوره كارشناسی ارشد مهندسی سیستم های اقتصادی اجتماعی طراحی شده و به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید. متقاضیان ورود به این رشته می توانستند از فارغ التحصیلان دوره كارشناسی ارشد بیشتر رشته ها از جمله رشته های مهندسی و علوم باشند. دوره كارشناسی ارشد مهندسی سیستم ها در سال ۱۳۶۳ در دانشگاه صنعتی اصفهان آغاز شد و اولین دوره دانشجویان خود را پذیرفت. گرایش اقتصاد آن دوره بر دوش پرتوان دكتر طبیبیان می چرخید. حاصل آن دوره افرادی نظیر آقایان دكتر مسعود نیلی، دكتر حسن درگاهی، دكتر مهدی عسلی و مهندس سعیدرضا مومنی بودند. اگرچه با مهاجرت تعدادی از دوستان، منجمله دكتر طبیبیان به تهران، آن دوره كارشناسی ارشد در دانشگاه صنعتی اصفهان، بخصوص در گرایش اقتصاد، كمرنگ و متوقف شد. ولی همان دوره و با همان هدف ها از اول دهه ۱۳۷۰ در موسسه عالی پژوهش در برنامه ریزی و توسعه در تهران شكل گرفت و دكتر طبیبیان تعداد قابل توجهی از جوانان نخبه كشور را در بیش از دوازده دوره ورودی در آن موسسه در رشته اقتصاد با كمك همكاران دیگرش آموزش داد. چه در اصفهان و چه در موسسه، نه تنها هدف جذب جوانان هوشمند به رشته اقتصاد بود، بلكه آموزش كیفی آنان با استفاده از كتاب ها و مطالب درسی روز دنیا كه در بهترین دانشگاه های جهان تدریس می شود نیز مورد توجه و تاكید جدی بود.

در واقع علم اقتصاد حاصل تلاش دانشمندان و نخبگان زیادی طی دو قرن اخیر در سطح دنیاست. مغزهای زبده و برجسته ای بر روی این حوزه از معرفت بشری عمر گذاشته و حاصل پرارزش و پیچیده ای را به وجود آورده اند، اگر كسانی بخواهند حرف تازه ای در حوزه اقتصاد مطرح كنند اول باید خوب بفهمند كه نخبگان قبلی در این زمینه چه گفته اند. این فهم نیز تنها با مطالعه كتب و مقالات بهنگام این حوزه عاید می شود.

دكتر طبیبیان بر ارزش، پیچیدگی و عمق معرفت بشری در حوزه اقتصاد به طور جدی و حتی متعصبانه ای باور دارد، به آن عشق می ورزد و با مطالعه مستمر خود را بهنگام نگاه می دارد. او تلاش می كند كه با استفاده از مطالب و كتب بهنگام، دانشجویانش را نیز با این حوزه و عمق و دقت آن به طور همگام با پیشرفت این رشته آشنا سازد. به علاوه او اصول و نظریه های پیچیده اقتصادی را كه عمیقا فهمیده است برای شرایط و مسائل ایران به خوبی به كار می گیرد و آموزش می دهد. به همین دلیل خیل عظیم دانشجویانی كه در دانشگاه صنعتی اصفهان و موسسه عالی پژوهش در برنامه ریزی و توسعه تهران از دكتر طبیبیان اقتصاد را فرا گرفته اند، دركی عمیق، علمی و عملی از حوزه اقتصاد پیدا كرده اند. آنانی كه در ایران مانده اند در حوزه كار خود در سطوح كلان، بخشی و بنگاهی به نحو مثبت و قوی تاثیرگذارند. تعداد قابل توجهی از دانشجویان او نیز با اخذ بورس تحصیلی از دانشگاه های معتبر و مهم دنیا برای ادامه تحصیل به خارج از كشور رفته اند و با عملكرد ممتاز خود در آن دانشگاه ها شاهدی بر كیفیت آموزشی هستند كه در حوزه اقتصاد در ایران دریافت كرده اند. امید است با بازگشت این جوانان به كشور، تحول مثبت در حوزه آموزش و پژوهش اقتصادی عمق و گسترش بیشتری پیدا كند. تحولات مثبت رشته اقتصاد در ایران كه در دو دهه گذشته به وجود آمد و در آینده شاهد بروز بیشتر آن خواهیم بود به مقدار زیادی نتیجه دو دهه تلاش این اقتصاددان بزرگ كشورمان دكتر سیدمحمد طبیبیان است.

دكتر طبیبیان علاوه بر آن كه در تحول آموزش اقتصاد در كشور اثری عمیق و ماندگار داشته است، در حوزه برنامه ریزی و سیاستگزاری اقتصادی نیز حضور فعال و نقشی برجسته داشته است. او در تنظیم اولین برنامه پنج ساله جمهوری اسلامی ایران در سال ها ی۶۰ و ۶۱ كه به دلیل شرایط جنگی، بررسی و تصویب آن در مجلس متوقف ماند، نقشی كلیدی داشت، در تنظیم برنامه های پنج ساله مصوب اول و سوم كشور به طور مستقیم و غیرمستقیم تاثیرگذاری شدید بود و سكان تنظیم برنامه پنج ساله دوم را نیز خود به دست داشت. درگیری های او در سیاستگزاری و برنامه ریزی در عمل، تدریس او را عمق و جهت می داد و تدریس و مطالعه مداوم او، بر تاثیراتش در حوزه عمل دقت و بار علمی بیشتری می بخشید.

برخی به اشتباه و با بی انصافی مسائل و مشكلات كشور در حوزه اقتصادی نظیر تورم، بیكاری و فقر را به كسانی نظیر دكتر طبیبیان مرتبط می كنند كه در حوزه سیاستگزاری اقتصادی و برنامه ریزی فعال بودند. اینان به چند نكته مهم توجه نمی كنند، اول آنكه وجود این مسائل می تواند ناشی از عدم توجه و اجرای توصیه های افرادی نظیر دكتر طبیبیان باشد، توصیه هایی از قبیل ضرورت كاهش كسری بودجه و برقراری انضباط مالی در دولت ها برای كنترل تورم، عدم پرداخت سوبسید همگانی و یكنواخت به كالاها و خدمات و به جای پرداخت سوبسید هدفمند یا كمك مستقیم به اقشار ضعیف. خودداری از قیمت گذاری و تخصیص های دولتی و ایجاد زمینه های رانت خواری و جلوگیری از علائم مهم و دقیقی كه قیمت ها برای حركت و تخصیص و جابه جایی بهینه منابع اقتصادی به اقتصاد می دهند. عدم پیروی از توصیه های مزبور مسائلی را ایجاد می كند كه نمی توان بروز آنها را به پای كسانی نوشت كه توصیه هایشان دنبال نشده است.

نكته دومی كه منتقدان به آن توجه ندارند، آن است كه اگر تلاش افرادی نظیر دكتر طبیبیان برای عقلانی تر شدن تصمیمات اقتصادی نبود، وضع می توانست بسیار بدتر از آن باشد كه الان هست. جلوگیری از به هم ریختگی كامل اقتصادی، رشد قابل توجه كشاورزی، صنعت و امكانات زیربنایی طی سال های ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۳ می تواند حاصل تلاش های عالمانه، صادقانه و عاشقانه او و افرادی نظیر او باشد كه با ساعت های طولانی كار كارشناسی در گوشه اتاق های كار خود به كشور خدمت كردند.

بالاخره نكته سومی كه منتقدان به آن توجه ندارند آن است كه عملكرد اقتصادی از حوزه های دیگر نظیر حوزه سیاست داخلی، روابط بین الملل و كیفیت مدیریت به شدت تاثیر می پذیرد. عوامل مختلفی در خارج از حوزه اقتصاد نظیر بی ثباتی در سیاست های داخلی، نصب مدیران بدون احراز صلاحیت ها و شایستگی های حرفه ای، حمایت های سیاسی از رانت خواری و رانت جویی، اختلال در نظام قضایی و یا كارایی نامناسب آن و تشنج در روابط بین المللی هر اقتصادی را فلج و به ركود می كشاند. به نظر نگارنده این بی انصافی و قدرناشناسی است كه مشكلات به عهده كسانی گذاشته شود كه شمع وجودشان صرف خدمت و پیشبرد علمی و عملی حوزه مهم اقتصاد در كشور شده است. سال های زیادی باید بگذرد، اتفاقات متفاوتی باید رخ دهد تا جامعه فرزندی نظیر دكتر طبیبیان را در دامن خود پرورش دهد، فرزند هوشمندی كه خالص و معتقد باشد، عالم و فرزانه باشد، عاشق مردم و كشورش باشد، زمینه هایی برای خدمتش فراهم آید و تاثیر عمیق و ماندگاری بر رشد و تحول علمی و عملی یك حوزه مهم معرفتی برای اداره كشور به نام حوزه اقتصاد هدیه مردم و كشورش كند. البته هیچ كس از حقیقت مطلق در هیچ رشته ای اطلاع ندارد و هر انسان فرهیخته ای نیز چنین ادعایی نمی تواند داشته باشد و به همین دلیل علوم همواره درصدد رد نظریات قبلی و كشف نظرات جدید هستند. دكتر طبیبیان هم ممكن است در زمینه هایی اشتباه كند ولی این به هیچ وجه از ارزش علمی و عملی كار و تلاش سازنده او نمی كاهد. من به سهم خود و از روی قدرشناسی و تشكر باید به دوست فرهیخته ام دكتر سیدمحمد طبیبیان بگویم خسته نباشی، دستت درد نكند و اجرت با خداوندی كه بر همه چیز، عالم و گواه است.

اما كلامی هم در مورد بازنشستگی او. به نظرم بازنشستگی برای او معنا و مفهومی نخواهد داشت. او تا هست، می خواند، می اندیشد، نظر می دهد و می نویسد و آموزش می دهد. این جزیی از وجود اوست و از این نظر بازنشستگی او معنا نخواهد داشت. ولی حیف و افسوس كه سازمانی، خود را از فكر تیز و عمق اندیشه او محروم كند. فقط امیدوارم سلامت و پایدار باشد و در سال های درازی در آینده، جوانان نخبه بیشتری از او و آموزش های او و سیاستگزاران بیشتری از افكار و نظرات صادقانه و عالمانه او بهره مند شوند. اگرچه نظراتش گاهی تلخ و گزنده باشد.
 
 

برگرفته از روزنامه شرق بتاریخ چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۵، سال سوم، شماره ۸۲۴