تغییر سرور - Server Change

 این وبسایت به محل معتبرتری منتقل شده است. لطفاْ به آدرس زیر رجوع کنید: 

This blog has been moved to a more reliable provider. Please visit us at the address bellow:

http://www.mehdiasali.com/

بررسی عملکرد حساب ذخیره ارزی، ضرورت یکپارچگی آن در بودجه کشور و نحوه ارتقاء کارایی  صندوقهای ارزی دولتی
 
 
 
در ماه های اخیر بودجه سال آینده و کسری قابل توجه آن که با توجه به کاهش قیمت نفت و افرایش هزینه های بخش عمومی کاملا محتمل به نظر میرسد، از مهمترین مباحث اقتصادی کشور بوده است. در برآوردهای مختلف (از جمله برآورد مرکز پژوهش های مجلس) ابعاد کسری واقعی بودجه  و یا الزام های استقراض بخش عمومی کشور تا آن حد است به نظر می رسد تحولات اقتصادی سال آینده به مدیریت بودجه و روشهای تامین کسری آن بستگی تام پیدا کند. در این شرایط حساب ذخیره ارزی که در برنامه سوم توسعه در واقع برای مواجهه با شرایط کاهش پیش بینی نشده قیمت و درآمدهای نفتی  طراحی و تاسیس و در برنامه چهارم هم تایید و تثبیت شده بود مجددا مورد توجه قرار گرفته است. دلیل این توجه مجدد به حساب ذخیره ارزی از یک سو عمومیت این باور بوده است که  التزام عملی  به فلسفه وجودی این  حساب ذخیره ارزی وپس انداز پیش بینی شده (در قانون برنامه) بخشی از درآمدهای استثنایی نفت در سالهای اخیر، می توانست کسری بودجه سال آینده را پوشش داده و تا حدود زیادی از فشارهای تورمی و یا کاهش فعالیتها ی عمرانی و رکود اقتصادی جلوگیری کند. از سوی دیگر بحران بازارهای مالی و رکود اقتصادی که موجب ضرر و زیان قابل توجه برخی از صندوقهای ثروت حکومتی شده است (از جمله در کشورهای حاشیه جنوب خلیج فارس) و تجربه نا موفق برخی از این نهاد های مالی، از جمله تجربه حساب ارزی در کشور ما، به طور کلی ضرورت ایجاد و نگهداری این صندوق ها را در معرض سوال قرار داده است. از آنجا که حساب ذخیره ارزی هنوز به طور قانونی (حداقل تا پایان برنامه چهارم توسعه)  یک نهاد مهم در نظام اقتصادی ما محسوب می شود و از آنجا که در سیاستهای کلی برنامه پنجم توسعه ایجاد یک صندوق ارزی توسعه از محل پس انداز بخشی از درآمدهای صادرات نفت و گاز توصیه شده است،  بررسی این مساله در یک چارچوب وسیعتر با نگاهی به تجربیات بین المللی و اصول اقتصادی مدیریت بهینه این نهاد های مالی می تواند برای سیاستگذاری اقتصادی در کشور ما اهمیت داشته  باشد. در این نوشته مختصر ما در یک سطح کلی به ابعاد موضوع و عملکرد این صندوقها در سطح جهانی  و نیز نحوه بررسی مساله در نظریه اقتصادی و چارچوب پایداری مالی دولتها اشاره می کنیم. چنانکه این مسایل مورد توجه قرار گرفت می توان در فرصت های آتی به شرح و تفصیل آن ها پرداخت.
ادامه نوشته

در ضرورت و الزامات فرود نرم

هنگامی که رشد اقتصادی در کشوری برای دوره ای چند ساله از روند بلند مدت آن فراتر میرود  و یا به عبارت دیگر اقتصاد در سطحی بالاتر از ظرفیت بلند مدت خود توسعه می یابد این بحث مطرح می شود که در صورت تغییر جهت متغییرهای اقتصادی و پیدایش شرایط رکودی و انقباضی چگونه میتوان از سقوط  تند شاخصها جلوگیری کرده و  به نرمی به  مسیر بلند مدت رشد اقتصادی بازگشت بدون انکه عوامل اقتصادی (تولید کنندگان و مصرف کنندگان)  متحمل فشارها و آسیب های  زیادی در تغییر چرخه اقتصادی شوند. برای مثال سال گذشته و قبل از بروز نشانه های بحران اعتباری و  بازارهای مالی  با توجه به رشد قوی اقتصادی طی سالهای 2003 الی 2007 میلادی  در آمریکای شمالی و چین و بطور کلی  در اقتصاد جهانی  مباحث زیادی پیرامون فرود نرم(1)  اقتصاد  آمریکا و به خصوص چین به مسیر بلند مدت رشد آنها  پس از یک دوره انبساط شدید فعالیتهای اقتصادی مطرح بود و این مباحث هنوز در مورد چین ادامه دارد. حال در اقتصاد کشورمان پس از چند سال رشد سریع مخارج بخش عمومی که با افزایش درامدهای نفتی امکان پذیر شده بود با کاهش قیمتهای نفت مواجهیم که به احتمال قوی برای چند سال آینده و تا باز گشت اقتصاد جهانی به دوره رونق ادامه خواهد یافت، وبنابراین هم اینک مساله فرود نرم برای اقتصاد کشور ما و به خصوص بودجه بخش عمومی مطرح است.  اگر  در سالهای  گذشته کارشناسان اقتصادی کشور از خطرات انبساط بیرویه مالی و تبعات منفی آن در صورت کاهش درامدها هشدار میدادند شرایط کنونی ایجاب می کند پیرامون سیاستهای مناسب برای کمینه کردن اثرات کاهش درامدها بر بخش عمومی و اقتصاد کشور تبادل نظر شود زیرا به نظر میرسد این مساله در ماه ها و  سال های نزدیک آینده موضوع اصلی مدیریت اقتصاد کلان  کشور باشد.

ادامه نوشته

دلایل سقوط قیمت نفت و ضرورت مدیریت عرضه برای بازگشت به ثبات بازار

(دکتر مهدی عسلی)

طرح مساله

قیمت نفت خام در هفته ها و روزهای اخیر کاهش زیادی پیدا کرده  به طوری که قیمت نفت های شاخص (برنت و دبلیو-تی-آی) به حدود  45 دلار و قیمت نفت ایران به کمتر از 40 دلار در هر بشکه رسیده است. این کاهش قیمتهای نفت از حدود  147  دلار به کمتر از45   دلار ( تنزل حدود 70%) ظرف مدتی نسبتا کوتاه (5 ماه) در تاریخ تحولات بازارهای نفت بی سابقه بوده است. بدون تردید عامل اصلی این سقوط قیمت نفت  کاهش شدید تقاضای جهانی برای نفت و مواد اولیه  است زیرا عرضه نفت خام در این فاصله افزایش پیدا نکرده است. شاید بتوان  دلایل رسیدن به وضعیت کنونی بازار نفت را در سطور زیر خلاصه کرد:

ادامه نوشته

بحران در بازارهای مالی جهان: دلایل؛ ابعاد و پیامدهای احتمالی آن

(دکتر مهدی عسلی)

به نام خدا

مقدمه

با گسترش بحران بازارهای مالی و سقوط شاخصهای بورس سهام در مراکز مهم اقتصادی دنیا در ماه ها و هفته های اخیر شاهد اظهار نظر های متفاوتی از سوی مسیولان اقتصادی و سیاسی کشور بوده ایم. هر چند این نظرات دامنه ای وسیع از ابراز خرسندی نسبت به وقوع این بحران در جوامع صنعتی و تلقی آن به مثابه تنبیهی الهی برای این کشورها تا اظهار نگرانی از اثرات منفی این بحران بر فعالیتهای اقتصادی کشور را در بر میگیرد اما در مجموع و با کاهش قیمتهای نفت و سقوط شاخصهای بازار سهام تهران به نظر میرسد خوشبینی های اولیه نسبت به برکنار بودن کشور از اثرات منفی این بحران جای خود را به نگرانی و احساس لزوم هوشیاری در این مورد را داده است. خبر تشکیل هیاتی در دولت  برای بررسی این بحران و اثرات احتمالی آن بر اقتصاد کشور خود موید این امر است. البته در هفته های گذشته شماری از صاحبنظران و کارشناسان اقتصادی کشور در این باره سخن گفته و نوشته های منتشر کرده اند با اینحال اهمیت موضوع ایجاب میکند تبادل نظر بیشتری در این زمینه صورت گیرد تا ابعاد قضیه روشنتر شده و احیانا در تصمیم گیریها به کار آید. در این نوشته با استفاده از گزارشهای منتشر شده از سوی کارشناسان و موسسات تخصصی بین المللی (1)،  بطور خلاصه دلایل، ابعاد و پیامدهای احتمالی بحران اعتباری و مالی کشورهای بزرگ صنعتی و اقتصادهای در حال ظهور بررسی شده است. تکیه اصلی در این بررسی بر تحولات اقتصادی در امریکا است هرچند به سیاستهای کشورهای صنعتی دیگر نیز اشاره شده است.

ادامه نوشته

A short Essay on OPEC, Oil Prices and the World Economy: Why Oil Prices Should Remain Above $80/b

(Dr. Mehdi Asali)

There has been a widespread recognition, amongst analysts and observers of oil markets developments, that the upward trends of oil and commodities prices in the last several years (see table below); say 2003-2008; have been mainly due to a persistence excess demand for oil and other commodities over its sluggish supply. This demand driven increase of oil and commodity prices has been clearly influenced by outstanding economic performance of major developing countries particularly China and India and strengthened with an above the long-term trend economic expansion of OECD economies throughout this time period. World economy featured a robust real growth, averaging about 4.4-5.5 percent during 2003-07, associated with low inflation and low interest rate in most part of the world. 

ادامه نوشته

Dynamics of petroleum markets in OECD countries in a monthly VAR–VEC model (1995–2007)

Dr. Mehdi Asali (Econometrician, Petroleum Market Analysis Department (PMAD), OPEC Secretariat, Wien, Austria)
 
OPEC Energy Review - Volume 32 Issue 1, Pages 54 - 87 - Published Online:  9 Jul 2008

OPEC Energy Review, Volume 32 Issue, 1, Pages 54 - 87, Published Online: 9 Jul 2008
Copyright Journal Compilation © 2008 Organization of the Petroleum Exporting Countries

Dynamics of petroleum markets in OECD countries in a monthly VAR–VEC model (1995–2007)

ABSTRACT

This paper contains some results of a study in which the dynamics of petroleum markets in the Organization for Economic Cooperation and Development (OECD) is investigated through a vector auto regression (VAR)–vector error correction model. The time series of the model comprises the monthly data for the variables demand for oil in the OECD, WTI in real term as a benchmark oil price, industrial production in OECD as a proxy for income and commercial stocks of crude oil and oil products in OECD for the time period of January 1995 to September 2007. The detailed results of this empirical research are presented in different sections of the paper; nevertheless, the general result that emerges from this study could be summarised as follows: (i) there is convincing evidence of the series being non-stationary and integrated of order one I(1) with clear signs of co-integration relations between the series; (ii) the VAR system of the empirical study appears stable and restores its dynamics as usual, following a shock to the rate of changes of different variables of the model, taking between five and eight periods (months in our case); (iii) we find the lag length of 2 as being optimal for the estimated VAR model; (iv) significant impact of changes in the commercial crude and products' inventory level on oil price and on demand for oil is highlighted in our empirical study and in different formulations of the VAR model, indicating the importance of the changes in the stocks' level on oil market dynamics; and (v) income elasticity of demand for oil appears to be prominent and statistically significant in most estimated models of the VAR system in the long run, while price elasticity of demand for oil is found to be negligible and insignificant in the short run. However, while aggregate oil consumption does not appear to be very sensitive to the changes of oil prices (which is believed to be because of the so-called 'rebound effect' of oil (energy) efficiency in the macro level) in the macro level, the declining trend of oil intensity (oil used for production of unit value of goods and services), particularly when there is an upward trend in oil price, clearly indicates the channels through which persistent changes in oil prices could affect the demand for oil in OECD countries.

ادامه نوشته

سیاست های کنترل تورم

(دکتر مهدی عسلی)


در ماه های اخیر آهنگ صعودی افزایش سطح عمومی قیمت ها در کنار نرخ بالای بیکاری به خصوص بیکاری جوانان کشور، نارضایتی ها از وضعیت اقتصادی کشور را افزایش داده است و مطبوعات و رسانه های جمعی به نحو کم سابقه یی ضرورت کنترل تورم را از قول مردم و شخصیت های سیاسی و اجتماعی منعکس کرده اند. بانک مرکزی به عنوان نهاد اصلی هماهنگ کننده سیاست های پولی که دو وظیفه اصلی ثبات سیستم مالی کشور و حفظ ارزش پول را به عهده دارد طرح هایی را برای کنترل تورم ارائه داده است که در کانون آن تعیین نرخ سود بانکی با لحاظ نرخ تورم قیمت ها قرار گرفته است اما به نظر می رسد این طرح با مخالفت دستگاه های اجرایی که خواهان ادامه سیاست های انبساطی برای توسعه فعالیت های اقتصادی و ایجاد اشتغال هستند مواجه شده است. معمولاً در سال مالی که دوره چهار ساله دولت ها به پایان می رسد فشار برای سیاست های انبساطی و تسریع عملیات عمرانی و سازندگی از سوی دستگاه های اجرایی بیشتر است. به همین دلیل نیز بعید است سیاست های انقباضی پولی و انضباط مالی در شرایط کنونی از سوی دولت نهم؛ که با توجه به درآمدهای بی سابقه نفتی و نیز دامن زدن به انتظارات مردم در سال های گذشته خود را متعهد به بهبود وضعیت معیشتی مردم و توسعه طرح های عمرانی در سطح ملی و استانی می داند؛ با استقبال روبه رو شود. اما تداوم این وضعیت نیز مطلوب نیست؛ چرا که افزایش نرخ تورم همزمان با رکود فعالیت های اقتصادی اعتماد عمومی به توان دولت در مدیریت اقتصادی کشور را از بین می برد. به نظر می رسد دولت سیاست هایی را اجرا می کند که خود از تبعات تورمی آن آگاه شده است با این حال ناگزیر برای تحقق وعده های داده شده و ارائه عملکرد قابل قبول از فعالیت های خود به این سیاست ها ادامه می دهد. بنابراین ضروری است کارشناسان اقتصادی برای عبور کشور از این وضعیت نامناسب اقتصادی؛ که ناشی از ناسازگاری سیاست های اقتصادی سال های اخیر بوده است، همفکری کنند زیرا استمرار این وضعیت می تواند کشور را دچار فرآیند دور و تسلسل اقتصادی باطلی کند که آثار نامبارک آن سال ها مردم کشور و به خصوص گروه های کم درآمد جامعه را متاثر کند. برای مثال ادامه سیاست های انبساطی پولی و اعتباری و پایین نگه داشتن دستوری نرخ سود بانکی و توسعه اعطای تسهیلات تکلیفی از یک سو و انبساط مالی (افزایش بودجه های عمرانی) از محل ریالی کردن درآمدهای نفتی از سوی دیگر فشارهای تورمی طاقت فرسایی را ایجاد می کند که دولت به ناصواب برای کنترل آن به تثبیت قیمت کالاهای تولیدی در بخش دولتی و گسترش واردات متوسل می شود. این سیاست ها به نوبه خود نه تنها تورم را کنترل نمی کند بلکه موجب متضرر شدن شرکت های دولتی، صدمه خوردن تولید و افزایش بیکاری نیز می شود. در واقع این فرآیندی کلی است که در سال های اخیر شاهد آن بوده ایم و به تدریج تشدید نیز شده است و تداوم این روند، همان طور که برخی از شخصیت های اجتماعی نیز بیان کرده اند، می تواند منجر به بحران های اقتصادی و حوادث ناگوار اجتماعی شود، بنابراین سوالی که پیش می آید این است که چه باید کرد و سیاست های صحیح کدام است.

 

ادامه نوشته

پایان حساب ذخیره ارزی

 محمد طاهری در گفت و گو با دکتر مسعود نیلی 

 

آنچه در پی می آید گفت و گویی است پیرامون چیستی، چگونگی تشکلیل و آینده مطلوب حساب ذخیره ارزی که  میشد وجود داشته باشد:

  

طرح حساب ذخیره ارزی چگونه در قانون برنامه سوم توسعه جای گرفت وشما به عنوان کسی که اورا به عنوان طراح حساب می شناسند،چگونه به فکر طراحی چنین مکانیزمی دراقتصاد ایران افتادید؟

 من در سال 1364 برای نخستین بار وارد سازمان برنامه و بودجه شدم. آقای روغنی‌زنجانی، آن روزها ریاست سازمان را برعهده داشتند و ایشان اولین کار مهمی که به من ارجاع دادند، مربوط به کاهش درآمدهای نفتی بود و ما باید گزارشی تهیه می‌کردیم مبنی بر اینکه اگر درآمدهای نفتی کاهش پیدا کرد، دولت چه باید بکند و منابع را چگونه به بهترین نحو توزیع کند. پیش از آن یعنی در سال‌های 62 و 63، وضع درآمدهای نفتی ما خیلی خوب بود، اما از نیمه دوم سال 1364 قیمت نفت در بازارهای جهانی، رو به کاهش نهاد به گونه‌ای که در سال 1365 کشورهای فروشنده نفت با بحران مواجه شدند. بحران کاهش قیمت نفت شرایط جدیدی ایجاد کرد و در همان شرایط، دولت برنامه دوساله‌ای تدوین کرد با عنوان «شرایط نوین اقتصادی کشور» که در آن راهکارهایی برای خروج از شرایط بحرانی پیش‌بینی شده بود و البته موضوع اصلی آن، بررسی راهکارهای خروج از بحران کاهش قیمت نفت بود. همانطور که می‌دانید، قیمت نفت تا سال‌های متمادی، افزایش قابل توجهی را تجربه نکرد و بازار به هیچ عنوان باثبات نبود. در این بازار به مدت کوتاهی شرایط خوب را تجربه کردیم اما به دنبال آن با شرایط بد و بدتر قیمت‌ها مواجه شدیم.

ادامه نوشته

Dynamics of Petroleum Markets in OECD Countries In a Monthly VAR Mod

(Dr. Mehdi Asali)

 

Abstract

 

This paper contains results of the first part of a study in which a Vector Auto-Regression (VAR)/Vector Error Correction (VEC) model is developed and estimated to investigate dynamics of petroleum markets in OECD. Time series of the model comprises monthly data for the variables: demand for oil in OECD, WTI in real term as a benchmark oil price, industrial production in OECD as a proxy for income and commercial stocks of crude oil and oil products in OECD for the time period of January 1995 to March 2007. The detailed results of this empirical research are presented in different sections of the paper, nevertheless, the general result that emerges from this study could be summarized as follows: (i) There is convincing evidence of the series being non-stationary and integrated of order one I (1) with clear signs of co-integration relations between the series. (ii) The VAR system of the empirical study appears stable and restore its dynamics as usual following a shock to the rate of changes of different variables of the model taking between 5 to 8 periods (months in our case). (iii) It appears that the null hypothesis of ‘the expected mean of the series being insignificant from zero’, cannot be rejected in 5% level for each of four time-series indicating lack of statistical proof for presence of the deterministic trend in time-series of concern, (iv) Normality tests and histograms of the series reveals that while distribution of the samples in level differ from theoretical normal distribution however this is not the case for the differenced time series and for the residuals, on the other hand autocorrelation functions of the series are consistent with unit root process .(v) We find the lag length of 2 as being optimal for the estimated VAR model. (vi), Significant impact of changes in the commercial crude and products’ inventory level on oil price and on demand for oil is highlighted in our empirical study and in different formulations of the VAR model indicating importance of changes in stocks level on oil market dynamics. (vii) Income elasticity of demand for oil appear to be prominent and statistically significant in most estimated models of the VAR system, while price elasticity of demand for oil is found to be negligible and insignificant in the short-run.

 

Key terms: Petroleum market, Dynamics, OECD, VAR model, Stationary.

ادامه نوشته

پيش بيني تحولات آتي در بازار نفت؛ قيمت نفت سقوط نمي کند

(مهدی عسلی)

  

در حال حاضر تقاضا براي نفت در جهان حدود ٥/٨٥ ميليون بشکه در روز است. اين مقدار نسبت به سال گذشته حدود يک ميليون بشکه (١/١ درصد) و نسبت به سال ٢٠٠٥ نزديک به ٨/١ ميليون بشکه (٢/٢ درصد) در روز افزايش نشان مي دهد. از ٥/٨٥ ميليون بشکه نفت مصرفي روزانه حدود ٣/٤٩ ميليون بشکه در روز (٦/٥٧ درصد) در کشورهاي موسوم به اواي سي دي متشکل از ٣٠ کشور توسعه يافته صنعتي و بقيه در مجموعه کشورهاي غيراواي سي دي مصرف مي شود. در طرف عرضه کشورهاي غيراوپک در سال ٢٠٠٧ به طور متوسط روزانه حدود ١/٥٠ ميليون بشکه نفت خام توليد مي کنند. توليد اوپک حدود ١/٣٠ ميليون بشکه برآورد مي شود که با در نظر گرفتن روزانه ٦/٤ ميليون بشکه ميعانات گاز طبيعي سهم اوپک در کل عرضه نفت جهاني به حدود ٣٥ ميليون بشکه (٤١ درصد) در روز مي رسد که نسبت به سال هاي ٢٠٠٦ و ٢٠٠٥ به ترتيب ٧/٤ درصد و ٦/٥ درصد افزايش يافته است. از سوي ديگر ميزان نفت تجاري انبار شده در کشورهاي اواي سي دي در سه سال اخير بين ٥٣ تا ٥٦ روز مصرف اين کشورها در تغيير بوده است. اين رقم با در نظر گرفتن انبار هاي نفت استراتژيک که توسط دولت هاي کشورهاي توسعه يافته صنعتي و به خصوص امريکا نگهداري مي شود، بسيار بالاتر است و به ٨٣ تا ٨٦ روز مي رسد. همچنين بايد توجه داشت که چنانچه نسبت نفت انبارهاي بازرگاني کشورهاي توسعه يافته را به ميزان واردات نفت اين کشورها در نظر بگيريم، يعني نسبتي که وابستگي اين کشورها به واردات نفت را منعکس مي کند، ملاحظه خواهيم کرد که اين نسبت به مراتب بالاتر و نزديک به ١٥٠ روز با در نظر گرفتن انبارهاي بازرگاني نفت و ٢٣٠ روز با لحاظ کل نفت انبارشده تجاري و استراتژيک در کشورهاي مزبور است. به عبارت ديگر در صورت قطع واردات نفت به کشورهاي مزبور با سطح انبارهاي کنوني آنها قادر خواهند بود بيش از ٧ ماه بدون واردات نفت به فعاليت اقتصادي در شرايط کنوني ادامه دهند. حجم نفت و فرآورده هاي انبارشده از متغيرهايي است که تاثير قابل ملاحظه اي بر قيمت نفت دارد و معمولاً افزايش حجم اين انبارها موجب کاهش قيمت هاي نفت و کاهش حجم اين انبارها منجر به افزايش قيمت نفت هاي شاخص مي شود. رشد تقاضا براي نفت در سال هاي اخير ناشي از رشد سريع اقتصادي در دنيا و به خصوص کشورهاي بزرگ در حال توسعه مانند چين و هند بوده است. همان طور که اشاره شد کشش تقاضاي نفت در مقابل تغييرات قيمت آن در کوتاه مدت بسيار کم است و در نتيجه به رغم افزايش قيمت هاي نفت، که در عين حال ناشي از رشد ربطي افزايش ظرفيت هاي توليد نيز است، تقاضاي نفت با رشدي کاهنده افزايش يافته است. در اين شرايط کم کشش بودن تقاضا براي نفت است که بر تمرکز نسبي بازار نفت موثر بوده و مي تواند در کنترل قيمت ها توسط اوپک موثر باشد. در سال هاي ٢٠٠٤ الي ٢٠٠٦ رشد اقتصادي اواي سي دي به طور متوسط حدود ٣ درصد در سال بوده است که البته تحت تاثير رشد بالاتر از روند بلندمدت رشد اقتصادي امريکا به طور متوسط سالانه ٦/٣ درصد بوده است. با اين حال جزء اصلي تقاضا براي نفت ناشي از رشد بسيار سريع چين بوده است که توليد ناخالص داخلي آن در اين دوره به طور متوسط سالانه ٣/١٠ درصد در سال رشد داشته است. بايد توجه کرد که شدت انرژي و نفت در اقتصاد در حال توسعه چين به مراتب بالاتر از متوسط شدت انرژي و نفت در کشورهاي توسعه يافته صنعتي است (تقريباً سه برابر) و در نتيجه توليد يک واحد ارزش کالا و خدمات در چين انرژي به مراتب بيشتري نسبت به کشورهاي توسعه يافته که از تجهيزات و فناوري هاي پيشرفته تر و کارآمدتري برخوردار هستند، مي طلبد. در واقع اگر دقت شود رابطه نزديکي بين کارايي استفاده از انرژي و نفت و به عبارت ديگر شدت انرژي و نفت در يک اقتصاد با ضريب کشش تقاضا براي انرژي و نفت در آن وجود دارد. هرچه شدت نفت در اقتصاد يک کشور بالاتر باشد آن کشور در برابر امنيت عرضه نفت (به خصوص اگر به واردات نفت متکي باشد) آسيب پذيرتر خواهد بود. يکي از دلايل مهم هدف گذاري کشورهاي بزرگ مصرف کننده نفت و انرژي (از جمله چين) براي ارتقاي کارايي نفت و انرژي در اين اقتصادها کاهش آسيب پذيري اين اقتصاد ها در برابر وقفه يا خطر اختلال در واردات نفت است. در هر حال از آنجا که کاهش شدت انرژي موضوعي بلندمدت بوده در وهله نخست به ارتقاي کارايي مصرف انرژي و نيز تغيير ساختار نظام اقتصادي به نظامي با بخش هاي کمتر انرژي بر بستگي دارد، مي توان انتظار داشت که در صورت تداوم رشد اقتصادي چين و ساير اقتصادهاي بزرگ در حال توسعه مانند هند، رشد تقاضا براي انرژي و نفت در سال هاي آينده نيز، هرچند با نرخي کاهنده ادامه پيدا کند. اکثر کارشناسان معتقدند که رشد سريع اقتصادي چين؛ با شيبي ملايم تر، در دهه آينده نيز ادامه خواهد يافت. استدلال اين عده از کارشناسان بر اين مبنا استوار است که در سطح سياسي و اجتماعي عزمي خلل ناپذير در دولت و مردم چين براي تبديل آن کشور به يک ابرقدرت اقتصادي و پيشي گرفتن اين کشور بر ساير قدرت هاي جهاني در دهه هاي آينده مشاهده مي شود.

ادامه نوشته

مروری بر تحولات ساختاری بازارهای نفت در گذشته؛ تحلیل وضعیت کنونی و چشم انداز آینده

(دکتر مهدی عسلی)

 

۱- مقدمه

 

اهمیت درآمدهای نفت برای اقتصاد کشور؛ به خصوص در شرایط کنونی که از یک سو وابستگی بودجه دولت به  این درآمد ها بیشتر شده است و از سوی دیگر حجم واردات کشورافزایش چشمگیری یافته است،  نیازی به شرح و بسط ندارد. هرگونه کاهش جدی در درآمد های نفتی میتواند با متاثر کردن مخارج بخش عمومی و ایجاد اختلال در تجارت خارجی کشور معضلات فراوانی ایجاد کند. با فرض ثبات حجم تولید و صادرات نفت خام کشور در سالهای نزدیک آینده درآمدهای نفتی کشور در واقع تابعی  از قیمتهای جهانی نفت خواهد بود. باید توجه کرد که حجم تولید نفت ایران کمتر از ۵ درصد تولید جهانی نفت و نسبت حجم صادرات نفت ایران در کل واردات جهانی نفت نیز حدود همین رقم است و در سالهای گذشته نیز افزایش قابل توجهی در تولید نفت خام کشور مشاهده نشده است. بنا براین تغییرات تولید و صادرات نفت ایران، به خصوص در بلند مدت،  به تنهایی نمی تواند تاثیری مهمی بر بازارهای جهانی نفت داشته باشد. از سوی دیگر هرچند سازمان کشورهای صادر کننده نفت (اوپک) که کشور ما از اعضای مهم آن است حدود نیمی از صادرات جهانی نفت را در اختیار دارد اما به دلایل مختلف و نیز علاقه و رسالت اعلام شده  این سازمان مبنی برتلاش برای حفظ ثبات بازارهای نفت انتظار نمی رود تا  کاهش قابل توجهی در قیمت نفت پیش نیامده،  اوپک حجم تولید و صادرات خود را برای افزایش قیمتهای نفت کاهش دهد. حتی در صورت اتخاذ تصمیمی در مورد کاهش تولید معلوم نیست سهمیه بندی تولید از سوی همه اعضای این سازمان رعایت شده و تولید به اندازه کافی برای نگه داشتن قیمتهای نفت در سطح بالا کاهش پیدا کند. تجربیات سالهای ۱۳۷۷ و ۱۳۷۸ و نیز عکس العمل اوپک در مقابل کاهش بیش از ۲۰ درصدی قیمت نفت در پاییز گذشته موید این واقعیت است.  بنابراین ایران کشوری قیمت پذیر در بازارهای نفت است و با توجه به سهم درآمدهای نفتی در بودجه دولت و کل درآمدهای ارزی کشور  اقتصاد ایران در مقابل نوسانات شدید قیمت نفت آسیب پذیر است. در واقع تمهیداتی مانند حساب ذخیره ارزی از محل افزایش درآمدهای نفت نیز به منظور ایجاد حایلی برای محافظت بودجه دولت و اقتصاد کشوراز تاثیرات منفی  نوسانات قیمت نفت بوده است با اینحال به دلیل برداشت های برنامه ریزی نشده از این حساب در سالهای اخیر معلوم نیست دولت منابع ارزی لازم برای جبران یک کاهش قابل توجه در درآمدهای نفت را در اختیار داشته باشد. بنابراین آشنایی با سازو کارهای بازار نفت و عوامل موثر بر قیمت نفت در سالهای آینده هنوز برای اقتصاد کشور اهمیت دارد. هرچند، (همانطور که بارها مشاهده شده است)، به دلیل تغییرات غیر منتظره عوامل موثر بر بازارهای نفت پیش بینی دقیق قیمت آن به خصوص در آینده دور ممکن نیست، با اینحال شناسایی روند قیمتهای نفت و دامنه تغییرات احتمالی آن می تواند مفید باشد. در این نوشته ضمن مروری کلی بر نظریه های اقتصادی مرتبط با منابع پایان پذیر و به خصوص نفت و نیز ساختارهای قیمت گذاری این ماده مهم در دهه های گذشته تا کنون؛ و اشاره به توسعه و تاثیر روزافزون بازارهای مالی در مبادلات نفت، تحلیل مختصری از تحولات بازارهای نفت در سال های نزدیک آینده ارایه شده است.

ادامه نوشته

كاهش دستوري نرخ بهره تعادل را به هم ميزند

(گفت‌وگو با دكتر سيد محمد طبيبيان)

 

از اينجا شروع كنيم كه اساسا نرخ بهره يا نرخ سود بانكي چيست و اين نرخ، نمايشگر چه پارامترهاي اقتصادي است؟

آنچه كه در اقتصاد نرخ بهره مي‌ناميم،  قيمتي فوق‌العاده مهم است، چراكه وقتي صحبت از قيمت كالاهاي معمولي مثل قيمت ميوه، خوراك يا پوشاك مي‌كنيم نسبت معامله مقادير اين كالاها را با هم قيمت مي‌گوئيم. در واقع قيمت اقتصادي كالاها و خدمات قيمت نسبي است. هر قيمتي كه در اقتصاد وجود دارد، نسبي است. وقتي مي‌گوييم يك كيلو سيب 1000 تومان و يك كيلو پرتقال 2000 تومان است، يعني قيمت هر كيلو پرتقال دو كيلو سيب است. در واقع قيمت نسبي است كه در اقتصاد تعيين كننده است، يعني قيمت 1 به 2 بين سيب و پرتقال تعيين‌كننده تخصيص منابع است. بنگاه‌هاي اقتصادي (توليدكنندگان) و مصرف‌كنندگان وقتي مي‌خواهند در مورد توليد، خريد و مصرف تصميم بگيرند، به قيمت‌هاي نسبي نگاه مي‌كنند. اگر ما ببينيم كه گوشت به نسبت از تخم‌مرغ گران‌تر است، گوشت كمتر خريداري مي‌كنيم. يا اگر برنج نسبت به نان گران شود، برنج كمتر مصرف مي‌كنيم. پس قيمت‌ها در اقتصاد نسبي هستند و در اقتصاد به‌غير از قيمت نسبي قيمتي نداريم. در شرايط موجود نيز كه قيمت‌ها را براساس واحد پول بيان مي‌كنيم، در واقع خود پول را مبنا قرار مي‌دهيم. يعني وقتي مي‌گوييم قيمت سيب 2000 تومان است، منظور اين است كه نسبت قيمت سيب به واحد پول 2000 است.

ادامه نوشته

آزادي اقتصادي عین عدالت است

(دکترموسي غني‌نژاد)

 

در افكار عمومي و به ويژه نزد روشنفكران آزادي اقتصادي ارج و قربي همانند آزادي سياسي ندارد. آزادي اقتصادي اغلب به مثابه آزادي غارت و استثمار تلقي مي‌شود. روشنفكران چپ‌گرا تاكيد مي‌ورزند كه دولت وظيفه دارد در روابط اقتصادي ميان مردم دخالت كند و اجازه ندهد كه آزادي اقتصادي به بهره‌كشي و ظلم منتهي گردد. سياستمداران كه هميشه به طور طبيعي درصدد حداكثر كردن قدرت خود هستند از اين رويكرد روشنفكرانه به عنوان ابزاري براي توجيه بسط قدرت خود سود مي‌برند. تفكيك دو مفهوم آزادي سياسي و اقتصادي و مقابل هم قرار دادن آنها و از ابداعات ايدئولوژي‌هاي چپ‌گرايانه است موجب سوء‌تفاهم درباره درك مفهوم آزادي به طور كلي و راه‌هاي تحقق بخشيدن به آن شده است. واقعيت اين است كه آزادي قابل تفكيك به وجوه متضاد و متناقض نيست بلكه كل يك پارچه و سازگاري است كه در عرصه‌هاي مختلف زندگي اجتماعي انسان‌ها شكل‌هاي گوناگوني مي‌تواند پيدا كند. آزادي‌هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و غيره همگي بر يك پايه استوار است و آن حق مالكيت و انتخاب فردي انسانهاست. هر انساني مالك جان و مال خود است. حق بهره جستن از اين مالكيت يا به سخن ديگر حق انتخاب در فعاليت‌هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و غيره را آزادي مي‌نامد. البته ترديدي نبايد داشت كه حق مالكيت فردي يك نهاد اجتماعي است و استقرار و تضمين آن نيازمند قواعد (قوانين) كلي يا همه شمول است.

 

آنچه چپ‌گرايان به عنوان آزادي اقتصادي مورد انتقاد قرار مي‌دهند در واقع آزادي بستن قرارداد‌هاي همكاري ميان افراد آزاد و مختار است. استدلال آنها بر اين پايه استوار است كه اگر كارفرما كه صاحب سرمايه و ابزار كار است و كارگر كه تنها مالك نيروي كار خود است آزاد گذاشته شوند كه ميان خود پيمان كار ببندند، اراده كارفرما بر كارگر چيره خواهد شد و رابطه قدرت نابرابر ميان آنها ناگزير به بهره‌كشي خواهد انجاميد. كارفرمايان تعدادشان اندك است و مي‌توانند به راحتي با هم ائتلاف و اتحاد (يا توطئه) كنند در حالي كه كارگران كه تعدادشان بسيار زياد است، پراكنده و در وضعيت اضطرار هستند و از اين رو نمي‌توانند از منافع خود در برابر اين اتحاد نامقدس دفاع كنند. بنابراين لازم است كه نيروي سوم بي‌طرفي به نام دولت در رابطه ميان كارفرمايان و كارگران دخالت كرد و از منافع ضعفا در برابر قدرتمندان حمايت كند. در اين رابطه دولت ناگزير از نقض آزادي قرارداد ميان طرفين است و بنا به تشخيص خود اراده خود را جايگزين خواسته‌هاي منفرد و متفرق شهروندان مي‌سازد. توصيه اكيد چپ‌گرايان و روشنفكران به نقض آزادي شهروندان در اين خصوص به بهانه استقرار عدالت صورت مي‌گيرد و مي‌توان گفت كه اين رويكرد مقبوليت كم و بيش فراگيري در افكار عمومي دارد.

ادامه نوشته

ضرورت انضباط مالي در اقتصاد

(دکتر مهدی عسلی)

 

در سال‌های اخیر به خصوص در دو سال گذشته موضوع تنظیم و اجرای برنامه‌های توسعه و بودجه‌های سالانه دولت بیش از گذشته مورد توجه افکار عمومی قرار داشته است به طوری که مباحث مربوط به برنامه چهارم توسعه و بودجه های سال‌های 1385 . 1386 از دایره نسبتا محدود نمایندگان مجلس، مسئولان اجرایی ذیربط و کارشناسان اقتصادی علاقه‌مند به این مقوله‌ها فراتر رفته و (همان طور که از انعکاس این نظرات در رسانه‌های جمعی پیدا است)  به موضوع بحث و اظهار نظر گروه‌های وسیعتری از مردم تبدیل شده است. برای مثال در حال حاضر الزامات تدوین متمم بودجه سال 1385 انطباق آن با برنامه چهارم توسعه و تاثیر آن بر متغییرهای اقتصادی  از یک سو و ویژگی‌های لایحه بودجه سال 1386 (که در هیئت دولت در دست بررسی است) از سوی دیگر؛ مورد بحث و اظهار نظرها است. هر چند اقبال بیشتر جامعه به این مباحث را باید، با توجه به اهمیت و تاثیر برنامه‌های توسعه و بودجه‌های سالانه دولت در تحولات اقتصادی و کیفیت زندگی آحاد مردم،  به فال نیک گرفت؛ اما  صرف نظر از ارتقاي آگاهی جامعه از اهمیت تصمیمات بودجه‌ای دولت، برخورد متفاوت دولت نهم با برنامه‌های توسعه و بودجه‌های سالانه نیز در جلب توجه افکار عمومی به این مسایل بی‌تاثیر نبوده است. به نظر می‌رسد در یکی دو سال گذشته  این تصور عمومی؛ نزد برخی از مسئولان و بخش بزرگی از مردم جامعه؛ شکل گرفته بود که دولت می‌تواند با استفاده از درآمدهای کم سابقه نفت مسایل مختلف اقتصادی و اجتماعی از جمله تورم و بیکاری را در اسرع وقت حل کرده و عدالت اجتماعی را در سطح منطقه‌ای و از نظر برابری توزیع درآمدها بین خانوارهای کشور برقرار کند. اما به تدریج و با تحقق نيافتن خواسته‌ها و تداوم مشکلات اقتصادی و اجتماعی که بارزترین آنها را می‌توان فشارهای تورمی و بیکاری روزافزون نیروی کار جوان دانست؛ این واقعیت هر روز بیشتر آشکار می‌شود که (همان طور که بسیاری از کارشناسان اقتصادی در بدو تصدی امور توسط دولت نهم اظهار کرده بودند) : اولا مسایل بنیادی توسعه اقتصادی- اجتماعی کشور راه حل‌های  کوتاه مدت  و خلق الساعه ندارند و ثانیا جهت گیری‌ها و تصمیمات عجولانه و ناسازگار دولت نه تنها کمکی به حل این مشکلات نمی‌کند بلکه می‌تواند دامنه معضلات و گرفتاری‌ها را حتی گسترش دهد.

ادامه نوشته

جذابيت‌هاي پنهان سوسياليسم و پوپوليسم

(دکتر موسي غني ‌نژاد)

 

 شكي نيست كه برخي از آرمان‌هاي جنبش‌هاي سوسياليستي و پوپوليستي به‌طوري كلي ناظر بر ارزش‌هاي جهانشمول انساني و بسيار متعالي است. مساوات‌طلبي، فقرستيزي، نفي سلطه‌گري و استثمار ازجمله مهم‌ترين آنها است. اما اين آرمان‌گرايي متعالي تنها علت جذابيت اين ايدئولوژي‌ها نيست، چرا كه اين اهداف انسان‌دوستانه در حقيقت وجه مشترك تقريبا كل مكاتب فكري به ويژه انديشه مدرن است كه براساس دو ارزش بنيادي آزادي و برابري قرار دارد.

 

واقعيت اين است كه برخي جذابيت‌هاي پنهان و در عين‌حال غيرقابل دفاع به لحاظ اخلاقي نيز در انديشه‌هاي سوسياليستي و پوپوليستي وجود دارد كه هواداران آنها كمتر تمايلي به بحث درباره آنها دارند و معدود انديشمنداني از اين گروه‌ها كه در اين خصوص سخن گفته‌اند عموما جزو مرتدين اين نحله‌هاي فكري تلقي شده‌اند. گريز از آزادي و مسووليت‌پذيري، امتناع از پذيرفتن اصل علمي عدم قطعيت دانش تجربي، ادعاي شناخت سير حوادث آينده و پافشاري صريح يا ضمني بر نوعی پيشگويي و پيامبرمآبي را شايد بتوان از مهم‌ترين ويژگي‌هاي جذابيت پنهان سوسياليسم دانست.

ادامه نوشته

سه دهه با ايده هاي میلتون فريدمن

(ويرجينيا پاسترل)

 

بيست و هشت سال پيش، يعني دقيقاً همان زماني كه من هم وارد كالج شده بودم، اكثر هم نسلي هاي من كه اقتصاد جزء مسائل مورد علاقه شان بود، دائماً اين سوال را مطرح مي كزدند كه چرا اقتصاد آمريكا در دوران نوجواني آنها چنان آشفتگي وحشتناكي را تجربه كرد. آنها تورم شديد و افزايش مالياتها را به ياد مي آوردند كه باعث مي شد حقوق والدينشان در چشم به هم زدني خرج شود. نرخ بهره نيزدر آن زمان بسيار بالا بود و بيكاري هم تهديد بزرگي به شمار مي آمد.

 

وقتي همين جوانان وارد دانشگاه شدند، تورم در آمريكا به تورم همراه با ركود اقتصادي تبديل شده بود و قيمت فزاينده كالاها و خدمات، در كنار نرخ بالاي بيكاري باعث شده بود كه مردم آمريكا شرايط سختي را تجربه كنند. براي اكثر اقتصاددانان، تورم توأم با ركود اقتصادي يك معماي حل نشده بود.آنها گمان مي كردند كه بر اساس منحني «فيليپس»، بايد تعادلي ميان تورم و بيكاري برقرار باشد؛ به نحوي كه اگر بيكاري وجود دارد، تورم پايين باشد؛ ‌و برعكس.

ادامه نوشته

سوء برداشتی مارکسیستی از مفهوم قیمت

(دكتر مهدی عسلی)

 

ا- مقدمه: چندی پیش رستاک مطلبی تحت عنوان "قیمت در اقتصاد سیاسی" به نقل از یکی از روزنامه ها برای مطالعه و اظهار نظرگذاشته شده بود. هرچند ازیک دیدگاه کارشناسی اقتصادی با توجه به مقدماتی بودن متن و عدم معرفی نویسنده مطلب به نظر نمی رسیدکه اظهار نظری پیرامون آن ضرورت داشته باشد با اینحال با توجه به مطالبی که در ماه های اخیر در بررسی مسایل اقتصادی اجتماعی از سوی برخی از نویسندگان (از جمله برخی از جوانان دانشجو) در چارچوب نظریه مارکسیستی (البته حالت عوام پسندانه ان) در مطبوعات و سایتهای اینترنتی منتشر می شود به نظرم رسید شاید یاداوری نکاتی چند در نظریه اقتصاد مارکسیستی به بهانه بررسی نوشته مزبور برای تنویر افکار خوانندگان و حتی نویسنده محترم ان نوشته مفید باشد.

ادامه نوشته

روشنفكري و تكنوكراسي در ايران معاصر

(دکتر سید محمد طبیبیان)

 

متن زیر گفتاری از دکتر طبیبیان است که در انجمن اقتصاددانان و در شهریور ماه گذشته در یک سخنرانی ارائه شده است: بحثي كه امروز تحت عنوان روشنفكري و تكنوكراسي در ايران معاصر مطرح مي‌شود، تقريبا به بحثي مربوط مي شود كه تحت عنوان مشكلات خردورزي در اقتصاد ايران حدود 2 سال پيش در انجمن اقتصاددانان مطرح كردم. علت اينكه احساس مي‌كنم طرح اين بحث براي جمع اقتصاددانان كشور لازم است برگشتن به ريشه‌هاي فرهنگي آن مسائل اقتصادي است كه به طور عيني با آنها روبه‌رو هستيم. اين سوال را بايد از خودمان بپرسيم كه چرا وضع ما در حال حاضر اين‌گونه است؟ اين سوال، سوال علمي است و سياسي نيست.

 

چرا ما دچار مشكلات داخلي، بين‌المللي، ضعف بنيه‌هاي توليدي، بنيه‌هاي كارآفريني در كشور و عدم پيشرفت فني و علمي و مسائلي كه همه ما را نگران مي‌كند هستيم؟ و نه تنها در حال حاضر دچار اين‌گونه مسائل هستيم به نظر مي‌رسد به طور تاريخي، دائم به اين نوع مشكلات دچار بوده‌ايم. از يك قرن پيش تا حالا به انواع مختلف، به‌رغم اينكه چقدر درآمدهاي نفتي يا درآمد از منابع ديگري داشتيم، اين گونه مسائل دائم دست به گريبان كشور بوده است.


اين پرسش مطرح مي‌شود كه ريشه اين سوال‌ها را كجا بايد پيگيري كنيم؟

ادامه نوشته

درباره تدریس و برنامه ریزی یك استاد؛ روشنگری اقتصادی

 
آشنایی من با آقای دكتر طبیبیان به تابستان سال ۱۳۶۱ برمی گردد. در آن زمان ایشان رئیس دفتر اقتصاد كلان سازمان برنامه و بودجه بود. مرا كه در پایان خدمت وظیفه سربازی از سال ۱۳۵۹افسر وظیفه لشكر ۱۶زرهی بودم كه در منطقه خوزستان مستقر بود برای مصاحبه استخدامی به سازمان برنامه مركزی رفته بودم نزد ایشان فرستادند. منشی دفتر گفت كه آقای دكتر طبیبیان در مركز كامپیوتر هستند و باید كمی صبر كنم و یادآوری كردند كه در حال حاضر مدل های اقتصادسنجی وقت زیادی از ایشان را می گیرد. آن موقع هنوز كامپیوترهای شخصی رواج نیافته بود و برای محاسبات آماری و برآورد مدل های اقتصاد سنجی افراد ناگزیر بودند به مركز كامپیوتر سازمان كه در طبقه همكف بخش شرقی ساختمان بود بروند. دقایقی بعد دكتر طبیبیان كه در آن موقع شاید بیشتر از سی وپنج شش سال نداشتند با مقدار زیادی خروجی كامپیوتر وارد شدند و بعد از چند دقیقه نیز مرا به داخل دفتر خواندند. با آنكه من با مرور چند كتاب درسی كه از زمان دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران داشتم خود را به خیال خودم برای مصاحبه آماده كرده بودم ولیكن خوشبختانه ایشان سئوال زیادی از من نپرسید. چند سئوال در كلیات و نیز علاقه من به رشته اقتصادكردند و سپس برگه ای را كه در پرونده بود امضا كردند و مرا برای طی بقیه مراحل اداری مرخص نمودند. در آن زمان تصور نمی كردم كه روزی كارشناس دفتر اقتصاد كلان و روزی نیز مسئول آن دفتر شوم و فقط از اینكه در سازمانی كه از زمان دوران دانشجویی علاقه داشتم در آن كار كنم استخدام شده بودم خوشحال بودم.
ادامه نوشته

پاسداشت خدمات یك رسوای جماعت

 
خلاصه مطلب:

۱- در ایران از اقتصاد بازار دفاع كردن همت و صرف آبرو و از خودگذشتگی والایی می خواهد. در كشوری كه هم دولت و هم اپوزیسیون دولت هر دو به یك اندازه دلباخته الگوهای جمع گرایانه و مداخله جویانه هستند معرفی برنامه های تعدیل و دفاع از اقتصاد آزاد و منطق بازار معنی جز جدا كردن خود از موج های مرسوم و منتظر نقد و تهمت بودن ندارد.
 
۲- ایشان پیشرفته ترین و فشرده ترین منبع درسی اقتصاد خرد در ایران را زمانی نوشتند كه زبان ریاضی در علم اقتصاد چندان پذیرفته نبود. شاید به خاطر سختی و فشردگی این كتاب بود كه كسی حوصله نكرد آن را بخواند یا حتی تدریس كند و لذا كتاب آن چنان كه باید مطرح نشد.

من متاسفانه امكان شاگردی مستقیم دكتر طبیبیان را نداشته ام و از حضور در كلاس های درس ایشان محروم بوده ام. با این حال در مورد دیدگاه ها و رفتار ایشان بسیار شنیده ام و نوشته هایشان را با علاقه خوانده ام و از هر دو آن قدر آموخته ام كه وظیفه خود بدانم در پاسداشت سی سال تلاش شان یادداشتی به قدردانی از طرف یك شاگرد غیرمستقیم شان بنویسم. امیدوارم این تقدیرنامه بتواند به نمایندگی از بخشی از نسلی ارائه شود كه سخنان و دیدگاه های دكتر طبیبیان همواره برایشان الهام بخش و آموزنده بوده است. این دومین تقدیرنامه ای است كه امسال به مناسبت سی سال خدمت و شصت سالگی دو استاد غیرمستقیم ام می نویسم. اولین نوشته در رثای خدمات دكترعبدالكریم سروش بود كه به نسل ما درس های زیادی در باب فلسفه علم و الهیات جدید آموخت و دومی آن در وصف تلاش های دكتر طبیبیان است كه به ما نگاه دیگری به علوم انسانی و مشخصا علم اقتصاد را منتقل كرد. انگیزه نوشتن این یادداشت كوتاه هم تكلیف اخلاقی است در برابر تلاش های مردی كه شخصا از ۱۰ سال پیش مرتبا شاهد جدل ایشان با جو غالب در كشور بوده ام و می دانم كه این جدل از سال ها پیش از آن نیز در جریان بوده است. امیدوارم در این وضعیت انزوای اقتصاددانان این نوشته حداقل این پیام را به شخص ایشان منتقل كند كه اگر سیستم حاكمیت به سادگی یكی از برجسته ترین اقتصاددان این كشور را از خدمت كنار می گذارد در مقابل كسانی از نسل جوان تر هستند كه قدر این تلاش ها را دانسته اند و می دانند.
ادامه نوشته

روزنگاری سه دهه اقتصاد

(دكتر علینقی مشایخی)

پائیز سال ۱۳۵۹ بود در بانك استان اصفهان و من عضو هیات مدیره بانك و مسئول پایه گذاری واحد طرح و برنامه بانك بودم. مدیرعامل بانك، یكی از كارمندان شریف و قدیمی بانك صادرات به نام آقای طبیبیان بود از اهالی شهرضا. مدیرعامل روزی گفت یكی از بستگانش كه دكترای اقتصاد دارد با پایان تحصیلاتش از آمریكا مراجعت كرده است و چون دانشگاه ها تعطیل اند، دنبال كار می گردد. به ایشان گفتم حتما بیایند تا همدیگر را ببینیم. این تازه وارد دكتر سیدمحمد طبیبیان بود. یكی دو روز بعد به بانك آمد و همدیگر را ملاقات كردیم. در اولین ملاقات تسبیحی در دست داشت. متین و مردمی، معتقد، مسلمان، هوشمند و مسلط به اقتصاد و بااتكا به نفس به نظر آمد. شاگرد اول رشته اقتصاد دانشگاه شیراز در لیسانس و فوق لیسانس بود. با بورس دانشگاه برای ادامه تحصیل به آمریكا رفته بود. دكترای اقتصاد را از دانشگاه معتبر و خوب دوك اخذ كرده بود. با سوابق تحصیلی درخشان با روحیه ای مردمی و با عشق به خدمت به كشور و مردم آن بلافاصله پس از پایان تحصیلاتش به ایران بازگشته بود. مشخص بود كه شخصیتی ارزنده، علاقه مند به خدمت، عالم و توانمند بود. بلافاصله كار خود را برای بررسی های اقتصادی در سطح استان در بانك آغاز كرد. این بود شروع آشنایی من با مردی كه طی ۲۵ سال بعد نقش مهم و شاخصی در صحنه اقتصاد ایران چه به لحاظ آموزشی و علمی و چه به لحاظ عملی و اجرایی ایفا كرد. این آشنایی شروع همكاری و دوستی طولانی بعدی شد كه طی آنها دكتر طبیبیان بیشتر و بیشتر توان علمی، استعداد و قوت فكری و استحكام شخصیتی خود را نمایان ساخت. 

دكتر علینقی مشایخی

در پایان سال ۱۳۶۰ زمانی كه آقای دكتر محمدتقی بانكی مسئولیت سازمان برنامه و بودجه آن زمان را به عهده گرفت، از من دعوت كرد تا برای همكاری در زمینه برنامه ریزی به سازمان بروم. در آن زمان سازمان برنامه و بودجه دوران بحرانی خود را می گذراند. قبل از مسئولیت آقای دكتر بانكی، سازمان مدتی تعطیل شده بود. تعدادی از نیروهای متخصص سازمان را ترك كرده بودند، تعدادی را نیز در مدتی كه سازمان تعطیل شده بود بازنشسته یا اخراج كرده بودند. كانون برنامه ریزی كشور و مهمترین ستاد مدیریتی دولت به هم ریخته بود. اكثر قریب به اتفاق مدیران دستگاه های اجرایی كشور بی تجربه و ناآشنا با مقولات برنامه ریزی و بودجه ریزی بودند. تصویر روشنی از وضعیت موجود، منابع و امكانات در دسترس، هدف ها و اولویت ها و چگونگی تخصیص عقلانی منابع محدود وجود نداشت. آنچه در گذشته انجام شده بود و آنكه در گذشته نقشی داشت نفی و طرد شده بود. نظم و روال جایگزینی استقرار نیافته بود. اگرچه هدف های كلی نظام جمهوری اسلامی ایران اعلام شده بود ولی هدف های مشخص، طرح ها و سیاست های منسجم و مورد قبول نظام سیاسی تازه برای اداره امور كشور وجود نداشت.

در آن شرایط كه نظام برنامه ریزی از هم پاشیده شده بود و مدیران تازه كار و بی تجربه از سطح هیات وزیران تا استانداران و مدیران كل و روسای ادارات مختلف، متصدی امور شده بودند، بازسازی نظام برنامه ریزی كشور، آشنایی مدیران با مفاهیم برنامه ریزی، به كارگیری آن مفاهیم برای هدف گذاری، سیاستگزاری، تدوین برنامه ها و تخصیص منابع محدود برای تحقق هدف های بسیار مهم بود. دكتر طبیبیان در آن مقطع زمانی نقش برجسته ای در ایجاد نظم فكری و اداری حداقل برای برنامه ریزی و سیاستگزاری در كشور و آموزش مدیران و كارشناسان نظام نوپای جمهوری اسلامی ایفا كرد و از این نظر خدمت بزرگی به نظام، مدیران و كارشناسان آن كرد.
ادامه نوشته

شیراز، كارولینا و سازمان برنامه با محمد طبیبیان؛ تعدیل را بازنشسته كردند

(امیرحسین مهدوی)

دكتر سیدمحمد طبیبیان

به استناد ماده ۲ قانون اصلاح مقررات بازنشستگی از تاریخ ۱/۵/۱۳۸۵ تا ۱/۷/۱۳۸۶ با مرخصی استحقاقی ذخیره شما موافقت می شود و از تاریخ ۱/۷/۱۳۸۶ به افتخار بازنشستگی نائل می شوید. حكم برقراری حقوق بازنشستگی پس از پایان ایام مرخصی برابر مقررات مربوط از سوی اداره كل سازمان بازنشستگی استان تهران صادر و ابلاغ خواهد شد.
سیدمنصور خلیلی عراقی
رئیس موسسه آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی

به این ترتیب دومینوی بازنشستگی كارشناسان عالی رتبه سازمان مدیریت و برنامه ریزی كشور به دكتر سیدمحمد طبیبیان عضو هیات علمی موسسه پژوهشی سازمان رسید و وی در حالی كه چندین پایان نامه و پروژه نیمه تمام را در دست داشت با بنای قدیمی موسسه در جمال آباد نیاوران خداحافظی كرد. چهره های مطرح ایرانی عموما در یكی از سه دسته بوروكرات، روشنفكر و یا دانشگاهی قرار می گیرند. مردان تاریخ ساز سده اخیر یا در زمره وزرا، وكلا و مقامات ارشد تاریخی با خدمات خود در تاریخ ماندگار ماندند و یا با فعالیت در حوزه فكر و نظر به تولید شعر و داستان و ایده پرداختند، دسته آخر هم با تدریس و تحقیق پیوسته كتاب و جزوه و تحقیق از خود به جای گذاشتند. اما طبیبیان كه سازمان مدیریت و برنامه ریزی به عنوان دستگاه نخبه پرور و فكرپرداز كشور او را با گشاده دستی از خانواده خود بیرون كرد برآیندی از هر سه شٲن بود. با سال ها كار مستمر در سازمان ضمن تدوین چند بودجه جنگی برنامه دوم توسعه اقتصادی كشور را تحریر كرد، با حضور مستمر در نشریات، مجامع دانشجویی و حوزه های فرهنگی به بسط اندیشه اقتصاد آزاد پرداخت و پایه گذار اولین دوره كارشناسی ارشد برنامه ریزی سیستم های اقتصادی برای فارغ التحصیلان مهندسی در دانشگاه صنعتی اصفهان و موسسه عالی پژوهش در برنامه ریزی و توسعه بود. همه این ویژگی ها به انضمام ده ها صفات و رفتار ستایش برانگیز و ماندگاری كه برگی از آن در مطالب این ویژه نامه انعكاس یافته باعث شد نگاهی كوتاه بر زندگی این شخصیت ایرانی از زبان خودش بیندازیم. و این تلاش كوچك را تقدیم كنیم به «معلم مجازی» خود و خیلی از جوانانی كه در روزگار غلبه اندیشه های مشوش و غیرعلمی، روابط منطقی و روش فهم و تفسیر صحیح اقتصادی از او آموختند. همچنین به یاد آوریم مدیرانی را كه هرگز در اندازه شعرا و روشنفكران مورد توجه نبودند و زحماتی به مراتب ماندگارتر برای رشد كشور كشیدند و اساتیدی كه با تربیت دانشجویان دقیق و فهیم اندیشه های علمی را در پیكره اجرایی كشور بسط دادند تا سامان كشور از هم نپاشد و بی خردی ها روندهای جاری را زمین گیر نكند. امید كه در دوران آتی دو معاون اقتصادخوانده رئیس جمهور از نخبه زدایی و طرد تجربه های گرانبهای دولت به خود ببالند و بازنشسته كردن قوی ترین كارشناسان اقتصاد ایران را در صفحات سفید كارنامه خود ثبت كنند.

ادامه نوشته

سیر تحولات اندیشه اقتصادی

(دكتر مسعود نیلی)
 
تحولاتی كه در حوزه اندیشه اتفاق می افتد معمولا تدریجی و بسیار آرام و از نظر چگونگی بروز، شبیه به تغییرات تدریجی اتفاق افتاده در چهره انسان در گذر زمان است. اینكه در گذشته چگونه می اندیشیده ایم و امروز چگونه می اندیشیم و اینكه ابعاد این فاصله به چه میزان است و چقدر نسبت به نقطه شروع تغییر وضعیت داده ایم، هم یك سئوال مهم فردی است كه هر كدام از ما می توانیم از خود بپرسیم و ارزیابی از تحولاتی كه در ما اتفاق افتاده است به دست بیاوریم و هم یك سئوال بسیار مهم اجتماعی است. جامعه نیز مانند فرد رشد می كند و دچار تحول و دگرگونی می شود و بر همین اساس نیز انتخاب هایش در فرآیند این تحولات دستخوش تغییر می شود.

دكتر مسعود نیلی

مجموعه تحولات در حوزه اندیشه در مقیاس فرد و یا جامعه در فرآیندی رخ می دهد كه آن را «یادگیری» می نامیم. دینامیسم رشد اجتماعی در جوامع گوناگون به وسیله سرعت و عمق فرآیند یادگیری تعیین می شود. اینكه باورهای یك جامعه، امروز تا چه اندازه متفاوت از صد سال پیش است تعیین كننده آن است كه این جامعه تا چه اندازه پذیرای تغییرات است. جوامعی را در نزدیكی خودمان سراغ داریم كه به رغم استفاده بهنگام از آخرین دستاوردهای فنی و صنعتی جهان، در زندگی روزمره خود و در عرصه اجتماعی، در صدها سال گذشته زندگی می كنند و روابط اجتماعی در آنها بر اساس قواعد سالیان دور گذشته شكل گرفته به گونه ای كه گویی دینامیسم یادگیری در آن جوامع متوقف است.

ادامه نوشته

نظریۀ برنامه ریزی اقتصادی -  The Theory of Economic Planning

نظریۀ برنامه ریزی اقتصادی - The Theory of Economic Planning 

نظریۀ برنامه ریزی اقتصادی

نویسنده: ج. ام. هیل

مترجم:  مهدی عسلی

قیمت پشت جلد: ٣٠٠٠٠ ریال

تعداد صفحات: ٤٤٠ مصور، جدول، نمودار

شابک: ٣-١٤٦-٣٣٨-٩٦٤

کتابخانۀ ملی ایران: ١٠٩١٢- ٨٥م

ناشر: موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی

شمارگان: ١٥٠٠ نسخه

تاریخ انتشار: ١٠ مرداد ١٣٨٥

قطع کتاب: وزیری

نمایشگاه دائمی: تهران، خیابان کریم خان زند، استاد نجات اللهی شمالی، شمارۀ ٢٦٨

تلفکس: ٨٨٨٤٦٣٤٤ (٢١ ٩٨+)

 


 The Theory of Economic Planning

Author: G. M. Heal

Translator: Mehdi Asali

Publisher: Institute for Management and Planning Studies (IMPS)

Pages: 440 (Including pictures, tables and graphs)

Book Store: No. 268, N. Ostad Nejat’Ollahi, Karim Khaneh Zand Ave., Tehran, Iran

Telefax: (+98 21) 8884 6344

Date of Publication: August 2006

ISBN: 964-338-146-3

Iran National Library: m85-10912

 Original Book’s Information:
The Theory of Economic Planning
Author: G. M. Heal
Publisher: Elsevier Science
Date of Publication: (January 1973)
ISBN-10: 0444107169

 

نباید به بهانه دولت رفاه، حقوق و آزادي‌هاي مردم از بين برود

(موسي غني‌نژاد)

 

ليبراليسم اقتصادي نه تنها شرايط سياسي براي تحقق تفكراتش از راه مبارزه انتخاباتي را ندارد، بلكه اساسا ليبراليسم اقتصادي عين ديكتاتوري است.

 

به گزارش خبرنگار اقتصادي ايسنا، دكتر موسي غني‌نژاد ـ كارشناس اقتصادي ـ در پنجمين جلسه از سلسله نشست‌هاي جبهه مشاركت درباره بررسي اقتصاد سياسي ايران در تاريخ معاصر و نقش آن بر روند مردمسالاري، گفت: مشكل اساسي اين است كه در آشنايي ما با تجدد و دنياي مدرن، بيش‌تر روي جنبه‌هاي ناسيوناليستي و استقلال‌طلبي تاكيدكرده‌ايم تا آزادي‌هاي فردي وحقوق بشر.

او با بيان اين كه مبناي نظري مشروطه‌خواهي به دهه اول قرن 19يعني جنگ‌هاي ايران و روس بر مي‌گردد به خفت و خواري ناشي از شكست در آن جنگ‌ها و تاثير بد آن در وجدان تاريخي ايراني‌ها در رويارويي با تمدن غربي اشاره و اظهار كرد: با وجود شروع نهضت مشروطه با عدالت‌خانه، حكومت قانون و محدودكردن قدرت پادشاه، جنبه ناسيوناليستي و بيگانه ستيزي اين حركت برجسته است.

 

او با استناد به سخنان ادوارد براون در مورد استقلال طلبي ايرانيان گفت: ملت ايران خيلي صبورتر از آن است كه به خاطر استبداد انقلاب كنند، اما وقتي شان و حيثيت بين‌المللي آن‌ها زير سوال برود، عكس‌العمل نشان مي‌دهند.

 

اين مدرس دانشگاه در ادامه با اشاره به اين كه در همه تحولات بعد از مشروطه مانند نهضت ملي شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامي، هدف حفظ تماميت ارضي و استقلال ايران بوده است، تاكيد كرد: روشنفكران در آشفتگي‌هاي بعد از انقلاب مشروطه، براي رفع خطر از هم پاشيدگي ايران به خاطر حضور قوميت‌ها و ضعيف شدن دولت مركزي، اقدام به ملت‌سازي كردند تا ايراني‌ها حول يك هويت فرهنگي انسجام پيدا كنند.

ادامه نوشته

قيمت بالاى نفت و ضرورت توسعه صنعت نفت؛ فرصت تنظيم رژيم مالى (بخش دوم)

 
در بخش اول اين مقاله در فصل «رشد تقاضا و استمرار قيمت هاى بالا براى نفت» به افزايش قيمت هاى جهانى نفت از اوايل دهه ۱۹۹۰ تاكنون اشاره شده بود كه از اوايل دهه ۲۰۰۰ صحيح است. اينك بخش دوم و پايانى مقاله در پى مى آيد:

• عوامل ديگر موثر بر قيمت هاى نفت
پس از اشاره به عوامل بنيادى افزايش قيمت نفت در دو طرف تقاضا و عرضه نفت بى مناسبت نيست به ساير عوامل موثر در قيمت نفت نيز كه مى توانند آن را در كوتاه مدت دستخوش تغييراتى كنند اشاره شود. ترديدى نيست كه به دليل اهميت نفت در فرآيندهاى توليد كالاها و خدمات، به خصوص در حمل و نقل (كه تا ۹۰ درصد وابسته به فرآورده هاى نفتى است)، و عدم امكان جايگزينى ديگر حامل هاى انرژى به جاى نفت در كوتاه مدت هرگونه احتمال اختلال در عرضه نفت به بازارهاى جهانى مى تواند بازار نفت را دچار بى ثباتى كرده و قيمت ها را با نوساناتى مواجه كند. مثلاً تنش هاى سياسى در سطح بين المللى و يا شواهد مربوط به كاهش مازاد ظرفيت توليد اوپك و احتمال قطع و يا كاهش توليد نفت در بعضى از كشورهاى عمده توليد كننده نفت به دليل ناآرامى هاى محلى و يا سوانح طبيعى مانند توفان هاى شديد موسمى كه منجر به از كار افتادن پالايشگاه ها و يا خارج شدن برخى از ميادين توليد نفت از خط توليد مى شود و غيره همه مى توانند قيمت هاى نفت را موقتاً افزايش دهند. متقابلاً رويدادهايى نيز مانند اخبار مربوط به افزايش توليد نفت توسط برخى از كشورها در آينده نزديك و يا افزايش حجم ذخيره نفت خام و فرآورده هاى نفتى در كشورهاى عمده مصرف كننده نفت و يا مناسب بودن هوا در فصل سرما و يا كاهش تنش هاى سياسى در عرصه بين المللى و غيره مى توانند در كاهش حاشيه اى قيمت هاى نفت موثر باشند.
ادامه نوشته

قيمت هاى بالا و ضرورت توسعه صنعت نفت (بخش اول)

 
۱- مقدمه
افزايش قيمت نفت در بازارهاى بين المللى طى سال هاى اخير به اهميت اين منبع اوليه انرژى در اقتصاد بين الملل افزوده است. اين دور از سير صعودى قيمت هاى نفت كه تحت تاثير افزايش مستمر تقاضا براى انرژى و نفت و تا حدودى نيز نگرانى ناشى از تنگناهاى افزايش ظرفيت هاى توليد شكل گرفته است برخلاف دوره هايى از افزايش قيمت نفت كه به دليل كاهش عرضه نفت به بازارهاى جهانى پيش آمده بود (مانند سال هاى ۱۹۷۳ و ۱۹۷۹ ميلادى) تاكنون تاثير منفى محسوسى بر رشد اقتصادى كشورهاى عمده مصرف كننده نفت نداشته و موجب افزايش نرخ تورم نيز نشده است. به نظر مى رسد به سبب منشأ و نيز تدريج در افزايش قيمت هاى نفت و همچنين ارتقاى مستمر كارايى انرژى و نفت به خصوص در كشورهاى توسعه يافته كه موجب كاهش شدت انرژى و در نتيجه هزينه آن در واحد ارزش توليد شده است كشورهاى عمده مصرف كننده نفت و انرژى توانسته اند خود را با قيمت هاى جديد تطبيق داده و به رشد اقتصادى خود ادامه دهند. هر چند با پيش بينى رشد اقتصادى در سال هاى آينده اكثر كارشناسان اقتصاد انرژى معتقد به استمرار قيمت هاى بالا براى نفت در آينده نزديك هستند با اين حال گزارش هايى كه در خصوص تحولات بازار نفت و گاز منتشر مى شود عموماً حاكى از تشديد صرفه جويى ها در مصرف نفت و گاز و تلاش براى جايگزينى ساير حامل هاى انرژى از يك سو و افزايش سرمايه گذارى ها براى اكتشاف مخازن جديد نفت و گاز و توسعه ميادين موجود و افزايش عرضه نفت و گاز از سوى ديگر است. تداوم اين فعاليت ها مى تواند در سال هاى آينده روند كنونى قيمت هاى نفت و گاز را تغيير دهد. به همين دليل نيز اوپك و صادر كنندگان عمده نفت بايد تحولات بازارهاى نفت و گاز را با دقت دنبال كنند تا از وضعيت بى ثباتى بازار مانند آنچه در اواخر دهه ۱۹۹۰ روى داد اجتناب شود. افزايش قيمت هاى نفت دو موضوع مهم ديگر را كه ارتباط نزديكى نيز با آن دارد مطرح كرده است. اين دو موضوع عبارتند از:۱- حجم قابل توجه درآمدهاى ارزى كشورهاى صادر كننده نفت و نحوه خرج اين درآمدها و۲- عملكرد و كارايى شركت هاى ملى نفت در مقايسه با شركت هاى بزرگ بين المللى نفت و گاز. اهميت اين دو موضوع با روند صعودى قيمت هاى نفت و گاز و ارقام نجومى سود و درآمدهاى شركت هاى بين المللى نفت و گاز بيشتر مى شود. با اين حال در حالى كه در كشورهاى صنعتى توجه اصلى به افزايش مخارج اين كشورها و واردات آنها از جوامع صنعتى معطوف است، كارشناسان اقتصادى كشورهاى صادر كننده نفت بيشتر نگران تخصيص غير بهينه درآمدهاى نفتى و تبعات آن هستند. در اين نوشته بررسى مختصرى از تحولات بازارهاى جهانى نفت ارايه شده و دلايل اصلى افزايش قيمت نفت در سال هاى اخير مورد بحث قرار گرفته است. در انتهاى مقاله نيز به اين نكته بديهى اشاره شده است كه حداكثر انتفاع از منابع نفت و گاز كشور، هنگامى حاصل مى شود كه ديدگاهى روشن و مبتنى بر چشم انداز بلندمدت تعالى صنعت نفت كشور؛ به عنوان صنعت توليد كننده اين درآمدها؛ همراه با تعهدى قوى براى تخصيص بهينه درآمدهاى حاصله در چارچوب نظريه اقتصادى بخش عمومى و برنامه هاى توسعه اقتصادى و اجتماعى وجود داشته باشد و اتخاذ يك ديدگاه كوتاه مدت توزيع درآمدهاى نفت بين بخش هاى مختلف و بدون توجه به ضرورت حفظ منافع نسل هاى آينده و توسعه همه جانبه صنعت نفت (گاز و پتروشيمى) مويد منافع ملى نخواهد بود.
ادامه نوشته

جمع بندى قانون بودجه سال ۸۵؛ به استقبال آشوب مالى نرويم

 
۱- مقدمه
مشخصه مهم بودجه سال آينده كشور افزايش كم سابقه حجم آن نسبت به سال قبل است. هرچند هنوز ارقام نهايى بودجه سال ۱۳۸۵ اعلام نشده است اما به نظر مى رسد بودجه عمومى سال ۱۳۸۵ بين ۳۰ تا ۴۰ درصد نسبت به سال قبل افزايش يافته باشد. افزايش حجم بودجه به خودى خود ايرادى ندارد. دولت مى تواند با آن قرض هاى گذشته خود را بدهد، پرداخت هاى انتقالى بيشترى به گروه هاى كم درآمد انجام دهد، حقوق كارمندان خود را بالا برد، كالاها و خدمات بيشترى خريدارى كند و پروژه هاى عمرانى بيشترى را اجرا كند. بنابراين سئوالى كه ممكن است براى عموم مردم پيش آيد آن است كه دليل نگرانى كارشناسان اقتصادى از انبساط كم سابقه مخارج سال آينده دولت چيست؟ زيرا مسلم است كه هيچ كارشناس اقتصادى اى نمى تواند با افزايش حقوق كارمندان و بازنشستگان بخش عمومى، توسعه فعاليت هاى عمرانى در كشور و مشابه اين موارد مخالف باشد اما آنچه موجب نگرانى كارشناسان اقتصادى است آن است كه اين انبساط بى قاعده مالى نه تنها منجر به بهبود شرايط اقتصادى نشود بلكه منتج به تضييع منابع مالى بخش عمومى و شرايط بدتر اقتصادى مثلاً بيكارى و تورم بيشتر بشود. بنابراين مفيد است كه استدلال اين كارشناسان نيز شنيده شود تا چنانچه تمهيداتى از سوى مقامات مسئول در اين موارد انديشيده شده باشد اعلام شود.
ادامه نوشته

ريشه هاى مشترك حقوق بشر و اقتصاد سياسى

(موسى غنى نژاد)
 
نظريه جديد «حق طبيعى» كه نقطه اوج آن را نزد متفكرين قرن هفدهم اروپا به خصوص انگليس مى توان سراغ گرفت، در واقع مهمترين منبع الهام بخش اصول حقوق بشر است. پيام اصلى كليه اعلاميه هاى حقوق بشر عبارت است از اينكه تمامى انسان ها آزاد به دنيا مى آيند و طبيعتاً داراى حقوق ناگسستنى زندگى، مالكيت، امنيت و مبارزه برعليه ظلم اند، و وظيفه دولت به عنوان قدرت سياسى، تضمين اين حقوق «طبيعى» است.
ادامه نوشته